مرتضى راوندى

497

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

دوباره پرسيد ، اگر ما خودمان برويم ، چطور خواهد شد ؟ نجبا جوابى ندادند اما خود را با سينه روى زمين انداخته و بر مصيبت و بدبختى كه به روسها در آن موقع وارد خواهد آمد ، گريه كردند ! هرچند اين مسأله باوركردنى نيست ، ولى فتحعليشاه اميدوار بود كه روسها بفهمند كه شاه با لباس غضب بر تخت نشسته و از اين امر وحشت كرده و عقب‌نشينى كنند . ولى بر خلاف انتظار شاه ، روسهاى متجاوز و جنگجو به اين اعلام خطر شاهانه كمترين توجهى نكردند . فتحعليشاه خيلى از زيبايى خود مغرور بود ، مىگويند خالى در زير چانه داشت كه ديده نمىشد ، ولى او به نقاش دربار اصرار مىورزيد كه آن را بر روى گونه‌اش بكشد . » « 34 » يكى از شخصيتهاى سياسى متنفذ دوران قاجاريه حاج ابراهيم كلانتر است . اين مرد ، چنان كه ديديم ، به لطفعليخان خيانت ورزيد و راه را براى حكومت و فرمانروايى آقا محمد خان هموار كرد . با اين حال چون وى در دستگاه جعفر خان و لطفعليخان زند و آقا محمد خان سالها با قدرت تمام زمامدارى كرده بود ، آقا محمد خان نسبت به اين مرد ، كه او را با لقب « اعتماد الدوله » به وزارت بابا خان وليعهد برگزيده بود ، خوشبين نبود ، به وليعهد خود گفته بود كه صلاح نيست اعتماد الدوله زنده بماند ؛ فتحعليشاه پس از چندى از نفوذ و قدرت او و بستگانش در دستگاه ديوانى نگران گرديد و در يك روز معين ، دستور داد كه او و عموم بستگانش را دستگير كردند و بعضى از آنها را كشتند و جمعى را كور كردند و خود او را ، كه در شاه‌سازى مهارت داشت و در به سلطنت رسانيدن بابا خان نهايت كفايت و كاردانى را به خرج داده بود ، كور كردند و زبانش را بريدند و با اين حال زار او را به قزوين فرستادند تا در آنجا جان سپرد . پس از پايان كار اعتماد الدوله ، شاه ، ميرزا محمد شفيع مازندرانى را كه از مستوفيان دربار بود ، به صدارت خود برگزيد . واتسن ، ضمن توصيف جريان قتل فجيع اعتماد الدوله و خاندان او مىنويسد : « حكومت نصف ايران در دست فرزندان يا منسوبان او بود و امكان داشت كه با اشارهء حاجى بر ضد شاه سر به شورش بردارند . » « 35 » فساد دربار و دولت « در دورهء سلطنت فتحعليشاه ، به واسطهء مخارج گزاف حرمسرا و عياشى درباريان و شاهزادگان قاجار ، مخارج دربار و دولت افزايش يافت . بودجه و درآمد مملكت صرف زنان حرمسراها ، « وظيفهء دعاگويان » و مقررى چاكران دربارى مىگرديد . در همين ايام بود كه سرجان ملكم ، سر گور اوزلى ، سر هارد فورد جونس ، استادان لژهاى فراماسونى انگلستان به اتفاق ساير نمايندگان سياسى آن كشور با كيسه‌هاى زر و ليره‌هاى چشم خيره‌كن به سوى دربار ايران هجوم آوردند . شاه قاجار كه در زير فشار كسر بودجه و مخارج سرسام‌آور حرمسراى خويش عاجز

--> ( 34 ) . همان ، ص 472 . ( 35 ) . تاريخ ايران ، دورهء قاجاريه ، پيشين ، ص 126 .